ورود / عضویت

اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم

ظهور قائم آل محمد (عج) | انتظار | حجاب و عفاف

من یمنی هستم | I am Yemeni | أنا یمانی
0
تاب دلتنگی دگر ندارم …

سم الله الذی لا اله الا هو

چشمم به راه است …

گمشده ای دارم و مضطر از نبودش،

عاجزانه به دنبالش میگردم …

رد پایی از نور، بویی از عشق، پیراهنی از یوسف …

همه جا میگردم به تمنای وصال …

دیگر این گنجینه های دوران، به نظر زیبا نیست …

کاش میشد یک نگاهی، یک ندایی، یک نوایی … هیهات

خسته و تنها میان سیل غمها مانده ام …
کی شود آخر بیاید نامه ای از سوی دلدار …

بی تعلق، متعلق شد به یک برق نگاه …
دربند کشیده شد از ناز آن حبیب …

تاب ابرویش به صد عالم سر است آن یار من …

تاب گیسویش مرا حلقه به گوشش کرده …

از برایش خوانم …
زلف بر باد مده تا ندهی بربادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم …

***نوش لعلش همه شب بانی اشکم گشته***

طعم شیرین شکر خند لبش،جان را به لب آورد …
همه جا میگردم …
همه شب مینالم …
به تمنای وصالش و وجودش …
بخدا غم دارد …
این دل زار و حزین …
اندرین دریای جوشان ، تک و تنها در میان موج غم ها …
چه کسی میفهمد؟؟
همگان میخندند …
دل من غصه مخور …
رسم دوران این است …

 

– میرزا ی بی تعلق

  • دیدیگاه ها
  • بیشتر بخوانید
  • برچسب ها

دیدگاهی برای "تاب دلتنگی دگر ندارم …" درج نشده است.

بیشتر بخوانید

nextroid liveicon2.1.0