ورود / عضویت

اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم

ظهور قائم آل محمد (عج) | انتظار | حجاب و عفاف

من یمنی هستم | I am Yemeni | أنا یمانی
0
خدا هم مرد بود، دلش باران میخواست…

پشت بنچره..هوا خیس.
پلک هایش سنگین.
دانه ها سر میخورند از روی شیشه..
بنچره کمی باز..
برگ ها زرد..هوا خیس..هوا سرد..
ابر ها در هم تنیده..
صدای هر قطره چه زیباست، به روی گونه های برگ ها.
قرار هر روزش رسیده..
دیدار دلش با گرفته.
دلش مثل هر روز کمی گرفته..
برای یک مرد، کمی، کم نیست، کم نیست..
خدا هم مرد بود، دلش باران میخواست..
بخواب پلک های سنگین، که شاید باران بیاید ب خوابت
که شاید باز باران ببارد

  • دیدیگاه ها
  • بیشتر بخوانید
  • برچسب ها

دیدگاهی برای "خدا هم مرد بود، دلش باران میخواست…" درج نشده است.

بیشتر بخوانید

nextroid liveicon2.1.0