ورود / عضویت

اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم

ظهور قائم آل محمد (عج) | انتظار | حجاب و عفاف

من یمنی هستم | I am Yemeni | أنا یمانی
0
توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود

توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود
اسم صاحاب اون خونه مولای مردا علی بود
نصف شبا بلند می شد یه کیسه داشت که بر می داشت
خرما و نون و خوردنی هر چی که داشت تو اون می ذاشت
راهی ی کوچه ها می شد تا یتیمارو سیر کنه
تا سفره ی خالیشونو پُر از نون و پنیر کنه
شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه رو
تا پُرِ بارون بکنه باغای بی شکوفه رو
عبادت علی مگه می تونه غیر از این باشه
باید مثِ علی باشه هر کی که اهل دین باشه
بعدِ علی کی می تونه محرم رازِ من باشه
دردِ دلم رو گوش کنه تا چاره سازِ من باشه
فردا اگه مهدی بیاد دردا رو درمون می کنه
آسمون شهرمونو ستاره بارون می کنه
چشاتو وا کن آقا جون بالای خستمو ببین
منو نگا کن آقا جون دل شکستمو ببین ..

  • دیدیگاه ها
  • بیشتر بخوانید
  • برچسب ها

دیدگاهی برای "توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود" درج نشده است.

بیشتر بخوانید

nextroid liveicon2.1.0