ورود / عضویت

اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم

ظهور قائم آل محمد (عج) | انتظار | حجاب و عفاف

من یمنی هستم | I am Yemeni | أنا یمانی
0
تــــــشنگی آب …

در روزهای #رمضان زیر آفتاب، زیر بار چتر #تشنگی لحظاتی لب‌هایمان به یاد تو افتاد، ذکر #یا_حسینگرفت، علم تشنگی را بلند وعلم سقایی چون #عباس علیه السلام را طلب کرد.

زمان تنها شدن با تو بود، زمان #توسل … زمانی که ما به توپناه بیاوریم و #تبسمی بر لب خشکیده ات بنشانیم و جانت را به لبخندی مهمان کنیم.

لبخندی که از سر تقوای لب‌هایمان بر لبت می‌نشیند، دلت را غرق در سرور و خوشحالی می‌کند و جگر درد کشیده و به خون نشسته ات را با رضایت می شوید.

لبخندت #آقا ابرهای مهربانی را برفراز آسمان دلمان به تلاطم می‌کشاند و باران، هم چون چشم‌های خودمان بر سرای وجودمان می‌بارد… همان چشم‌هایی را می‌گویم که خورشید محبتت را بر آن تاباندی و باران اخلاص را در آن به تماشا نشستی…

روزه با یادت گره می‌خورد. خستگی، گرسنگی و تشنگی همگی یک­ صدا نام تو را فریاد می‌زند و حضور تو را تمنا می‌کند.

در اوج #روزه، هنگام خواندن اوج روضه توست. زمانی که از اوج غمت، از انتهای دغدغه‌ ات بخوانیم، از علی اصغرت، از لعل لب به خشکی نشسته اش که آب را بی تاب و بی قرار خود کرده بود.

این آب بود که به لبان #علی (ع) مشتاق بود و از آب، لبان علی (ع) را دریغ کردند… و به جای آن تیر سه شعبه را در خون او غوطه ور ساختند…

زمانی که وجودمان در اوج روزه سخت تشنه شد به یاد یک #شش_ماهه می‌افتیم که جگرش از تشنگی سوخت و با تیری از خون گلویش #سیراب شد…

  • دیدیگاه ها
  • بیشتر بخوانید
  • برچسب ها

دیدگاهی برای "تــــــشنگی آب …" درج نشده است.

بیشتر بخوانید

nextroid liveicon2.1.0