ورود / عضویت

اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم

ظهور قائم آل محمد (عج) | انتظار | حجاب و عفاف

من یمنی هستم | I am Yemeni | أنا یمانی
0
عاشقم گرنیستی لطفی بکن نفرت بورز…..

قهر بودیم ، در حال نماز خوندن بود ..
نمازش که تموم شد هنوز پشت به اون ورنشسته بودم
کتاب شعرش و برداشت و با یه لحنِ دلنشین شروع کرد به خوندن
ولی من باز باهاش قهر بودم …!!!
کتاب و گذاشت کنار ، بهم نگاه کرد و گفت :
غزل تمام ، نمازش تمام ،دنیا مات ، سکوت بین من و واژه ها س[×]ت کرد
باز هم بهش نگاه نکردم …
اینبار پرسید : عاشقمی؟؟ سکوت کردم …
گفت: “عاشقم گر نیستی لطفی بکن نفرت بورز
بی تفاوت بودنت هر لحظه آبم می کند”
دوباره با لبخند پرسید : عاشقمی مگه نه ؟؟؟
گفتم : نـــــــه
گفت : ” لبت نه گوید و پیداست می گوید دلت آری ..
که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری
زدم زیرِ خنده … و رو بروش نشستم …
دیگه نتونستم بهش نگم وجودش چقدر آرامش بخشه …
بهش نگاه کردم و از ته دل گفتم :
خدا رو شکر که هستی

  • دیدیگاه ها
  • بیشتر بخوانید
  • برچسب ها

دیدگاهی برای "عاشقم گرنیستی لطفی بکن نفرت بورز….." درج نشده است.

بیشتر بخوانید

nextroid liveicon2.1.0