ورود / عضویت

اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم

ظهور قائم آل محمد (عج) | انتظار | حجاب و عفاف

من یمنی هستم | I am Yemeni | أنا یمانی
0
بیا و دوباره مرا پیدا کن…

یادش بخیر
من کودک بودم به زیارتت می آمدیم
یک بار پدر مرا روی شانه هایش گذاشت تا خسته نشوم و زیر دست و پا نروم.
من هم با شیطنت چوب پر خادمان را نوازش می کردم و گاهی هم سرم را جلو می بردم که به صورتم بکشم.
بعد بابا می گفت: شیطنت نکن دخترم! می افتی.
و مرا نزدیک ضریح برد اما هر چه دستم را دراز کردم به ضریحت نرسید.
داخل صحن که آمدیم دستم از میان دستهای پدر جدا شد و جمعیت مرا با خود برد …
به خیال خودم گم شده بودم… و شروع کردم به گریه کردن!

 

تنها کسی که آن دقایق برایم آشنا بود شما بودی مولایم!

چقدر به شما احساس نزدیکی می کردم..
در حالی که با کف دست اشکهایم پاک می کردم
از ته دل آرزوی پیدا شدن خودم را داشتم!
و شما چه خوب مرا با خودتان آشنا کردید!
فکر می کردم دیگر پیدا نمی شوم .
اما…
دقیقاً همان روز بود که پیدا شدم و شناختمت..

 

راستی مولا جان!
آن روز که پسربچه ای مادر و پدرش را گم کرده بود کمی ترسیده بود یاد خودم افتادم!
کاش او هم پیدا شود…
کاش او هم شما را پیدا کند…

 

اما اکنون!
مولاجان…
دوباره گم شده ام..
و
#به_دنبال_خویش_میگردم !
 بیا و دوباره مرا پیدا کن  …

  • دیدیگاه ها
  • بیشتر بخوانید
  • برچسب ها

دیدگاهی برای "بیا و دوباره مرا پیدا کن…" درج نشده است.

بیشتر بخوانید

nextroid liveicon2.1.0